روانشناسی خودمانی | مشاوره خصوصی

اطلاعات روانشناسی خود را افزایش دهید. از مشاوره خصوصی بهترین نتیجه را بگیرید

روانشناسی خودمانی | مشاوره خصوصی

اطلاعات روانشناسی خود را افزایش دهید. از مشاوره خصوصی بهترین نتیجه را بگیرید

آشنایی با راههای علاقه مند کردن کودکان به درس خواندن

وقتی موضوع تحصیل بچه ها به میان می آید، پدر و مادران اغلب افراط یا تفریط را پیشه می کنند؛ یا نسبت به این مسئله بی توجه هستند یا بیش از حد نگران.

چگونه می‌توانیم به‌‌طور همزمان به موفقیت و رشد و شکوفایی فرزندانمان کمک کنیم؟ متخصصان به ما کمک می‌کنند تا به شکل درست در این زمینه رفتارکنیم.

● کمک به علاقه کودک به یادگیری
کودک از همان اوان کودکی، میل به یادگیری را نشان می‌دهد؛ بدنش را لمس می‌کند، و بعد اشیایی که در اطرافش وجود دارند را در دستانش می‌گیرد. اولین نقشی که والدین در این زمینه دارند این است که به این کنجکاوی طبیعی کمک کنند. این کمک خیلی زود از سنین بسیار پایین آغاز می‌شود. دونالد وینیکوت، متخصص اطفال و روان‌درمانگر انگلیسی از یک بازی که آن‌را «معرفی اشیاء» می‌نامد، صحبت می‌کند: اشیاء را به کودک نشان می‌دهید و در عین حال نام آنها را همراه با لبخند بر زبان می‌آورید، سپس به او اجازه می‌دهید آن‌را در دستانش بگیرد. بعد‌ها وقتی کودک بزرگتر شد مثلا طی سفر یا بازدید از موزه‌ها او را به فرهنگ علاقه‌مند می‌
کنید… کودک باید ایفاگر نقش بماند و پدر و مادر در تکامل و پیشرفتش از او حمایت کنند.

● نقش معلم را برایش ایفا نکنید
در مهد کودک و دوران ابتدایی، بین نقش والدین و معلم تقریبا تفاوتی وجود ندارد: برای کودک کتاب می‌خوانند، شمردن را به او یاد می‌دهند و او را تشویق می‌کنند نقاشی بکشد… اما لازم است همگام با رشد کودک، نقش والدین و معلمان از یکدیگر مشخص شود. این بدان معنا نیست که خود را از آموزش به کودک منع کنیم بلکه از ایفاکردن نقش معلم خودداری کنیم. چنانچه خواسته شما از فرزندتان بیش از حد باشد و همه چیز حالت تربیتی و آموزشی داشته باشد، قطعا این خطر وجود دارد که او را نسبت به هر گونه یادگیری دلزده کنید. علاوه بر آن، در رابطه پدر و مادر- فرزندی، رابطه عاطفی از اهمیت بسیارزیادی برخوردار است. پدر یا مادر می‌خواهند آمال و آرزوهای خود یا روند دوران تحصیلی خودشان را در مورد دختر یا پسرشان پیاده کنند. فرزند برای آنکه نسبت به پدر و مادر و معلمش «وفادار»بماند، سعی می‌کند خواسته آنان را عملی کند و در این‌
صورت احتمال دارد دچار تعارض شود.

● علاقه
‌مندی به تحصیل کودک

برای یک کودک، علاقه داشتن به تحصیل او به معنای علاقه داشتن به خود او است.اما زندگی تحصیلی او در کتاب و دفترش خلاصه نمی‌شود. صحبت در مورد مدرسه این فرصت را به او می‌دهد تا در مورد دوستانش، معلمان، فعالیت‌هایش، مشکلاتش، رویاهایی که در مورد شغل آینده‌‌اش در سر دارد و… با او گفت‌
وگو کنید.

● خصوصیات او را بشناسید
از طریق این گفت‌وگوها، پدر و مادر موفق می‌شوند به علائق، نقاط ضعف و قوت فرزندشان پی ببرند. به عبارتی، فرزند خود را همانگونه که هست بشناسند، نه آنگونه که تصور می‌کنند هست یا می‌خواهند باشد. بدین‌ترتیب از تحمیل خواسته‌های شخصی و روند تحصیلی خود به او خودداری می‌
کنیم.


● اهداف مشخصی را با او تعیین کنید

موفقیت تحصیلی کودک شامل «قراردادی» است که بین او و والدینش گذاشته می‌شود و بر مبنای اهدافی مشخص و قابل‌دسترس است؛ مثلا «در این ساعت باید کارهایت را انجام داده باشی»، «قبل از اینکه دوباره بهت سر بزنم، باید برنامه‌ای بریزی و نوشتنی‌هایت را نوشته باشی»، «قبل از پایان ۳ماه، در این درس باید پیشرفت کرده باشی» و… موعد مقرری که هریک از طرفین باید آن‌را رعایت کنند کمک می‌کند تا کودک کنترل زمان را یاد بگیرد و کارش را به‌
طور سازنده و با انگیزه دنبال کند.

● درس خواندن را برایش معنادارکنید
برای آنکه کودک برای درس خواندن انگیزه داشته باشد و احساس مسئولیت کند باید درک کند که برای پدر و مادرش درس نمی‌خواند بلکه این کار را برای خودش انجام می‌دهد تا به هدفی شخصی دست یابد. همچنین او باید قادر باشد بین زندگی کنونی‌‌اش به‌عنوان دانش‌آموز و زندگی آینده‌‌اش به‌عنوان فردی بزرگسال ارتباط ایجاد کند و از کودکی برنامه یا رؤیای شغل آینده‌‌اش را در ذهن بپروراند.«می‌خواهی یک دامپزشک بشوی؟ درس علوم خیلی برایت مهم است»، «یک خبرنگار بزرگ؟ یادگیری زبان‌های خارجی به تو کمک می‌کند»… البته این بدان معنا نیست که او را دربند برنامه‌ای دست نیافتنی و غیرعینی کنید بلکه به او کمک کنید تا به تلاش‌هایی که مدرسه از او می‌
خواهد، معنا ببخشد.

● به او یاد دهید زمان را اداره کند
اغلب بچه‌ها وقتی عادت می‌کنند تکالیفشان را به‌طور نامنظم انجام دهند، عاجز می‌شوند. ازاین رو باید خیلی زود به آنها ریتم منظم کاری داد. وقتی کودک از مدرسه به خانه برمی‌گردد، چه زمانی بیشتر احساس راحتی می‌کند تا تکالیفش را انجام دهد؟ با درنظر گرفتن علائق او و محدودیت‌های خانواده، یک ساعت مشخص را برایش تعیین کنید. بدین‌ترتیب کودکی که از همان کلاس اول هر روز بعد از خوردن عصرانه به خواندن عادت کند، بعد‌ها نیز راحت‌تر می‌تواند وقت بیشتری را به‌‌طور منظم به انجام تکالیف مدرسه‌‌
اش اختصاص دهد.

● برای انجام تکالیف محیط مناسبی برایش فراهم کنید
بستگی به انتخاب خود کودک دارد؛ داخل آشپزخانه، داخل اتاقش یا مکانی که همه افراد خانواده دور و بر او هستند… . بعضی از بچه‌ها بیشتر از بچه‌های دیگر نیاز دارند تا با حضور والدینشان احساس حمایت کنند. اما در کل، هر چه کودک بزرگ‌تر شود، برای انجام تکالیفش بیشتر به تنهایی نیازدارد. بنابراین روش درست، آن است که از این استقلال حمایت کنیم: برای آنکه مطمئن شوید تکالیفش را انجام داده او را«نپایید» بلکه نشان دهید که به او اعتماد دارید؛ در عین حال نشان دهید که برای پاسخگویی به سؤالاتش در دسترس و مراقب ادامه روند تحصیلی‌‌
اش هستید.

● به جای قضاوت کردن بر او نظارت کنید
در هر حالتی، کودک باید تکالیفش را خودش به تنهایی انجام دهد. چنانچه تکالیفش را «به جای او» انجام دهید، باعث می‌شود همه اعتمادی که به قابلیت‌هایش برای پیشرفت کردن دارد را از دست بدهد و در حالی‌که اجازه نمی‌دهید پیامدهای اشتباهاتش را تجربه کند، او را بی‌مسئولیت بارمی‌آورید. پدر و مادر بنا به درخواست کودک و برای آنکه ببینند تکالیفش را به اتمام رسانده است باید مداخله کنند. این نظارت فرصتی است تا نقاط ضعف دانش آموز را مشخص کنند و به‌ویژه نشان دهند که شاهد تلاش‌ها و زحمات او هستند. هیچ قضاوتی در مورد او نکنید، نمرات کلاسی‌‌اش کفایت می‌کند. همچنین افکاری از این دست را کنار بگذارید: «تو هیچی نفهمیدی»، «تومی‌تونستی بهتر از اینها کار کنی» و… . به جای گفتن «تو» ترجیحا عباراتی بدون منظور به‌کار برید که او را برای اصلاح خود تشویق می‌کنند؛ مثلا، به جای آنکه بگویید: «تو ۳بار اشتباه کرده‌ای» بگویید: «۳ اشتباه وجود دارد» و به‌
خصوص فراموش نکنید که به ازای هر موفقیت به او تبریک بگویید.

● نقاط قوتش را بازشناسید
اغلب پدر و مادرها در حالی‌که فراموش می‌کنند نقاط قوت فرزندشان را بشناسند، روی نمرات بد او تمرکز می‌کنند. زبان، هنرهای تجسمی، جغرافی، ورزش و…، هیچ درسی نباید بی‌ارزش شمرده شود. همچنین می‌توان از طریق دروسی که فرزندتان بر آنها تسلط دارد، او را به سمت دروسی که در آنها مشکل دارد سوق دهید؛ علاقه او به هنرهای تجسمی فرصتی است تا او را به تاریخ علاقه‌مند کنید. علاقه او به ورزش باعث می‌
شود تا در مورد نیرو، زمان و فاصله با او صحبت کنید و اهمیت ریاضی را به او نشان دهید.

● برایش الگو باشید
چرا کودک وقتی از مدرسه به خانه برمی‌گردد باید تکالیفش را انجام دهد درحالی‌که پدر و مادرش وقتی از سر کار به خانه بازمی‌گردند تلویزیون تماشا می‌کنند؟ چرا کودک باید بخواهد برای درس و مدرسه تلاش کند درحالی‌که می‌شنود که پدر و مادرش حرف‌های خوبی در مورد کارشان نمی‌زنند؟ چرا وقتی‌که پدر و مادرش مطالعه نمی‌کنند، کودک باید کتاب بخواند؟ لازم است بین خواسته و توقعی که از فرزندمان داریم و عملی که خود انجام می‌دهیم انسجام وجود داشته باشد. برای آنکه فرزندتان را به درستی طی دوران تحصیلی‌‌
اش همراهی کنید، ابتدا باید خودتان در زندگی روزانه برایش یک الگو باشید.

● به جای اینکه نگران شوید درک کنید
کجا مشکل داشته؟ چه چیزی را نفهمیده؟ چه کار کنیم تا دوباره این اشتباهات را تکرار نکند؟ اگر بنا باشد که با دیدن فقط یک نمره بد نگران نشویم، خوب است که در مورد علت‌های آن به روشنی و فورا با کودک و درصورت لزوم با معلمش صحبت کنیم. زیرا اگر مشکلات را به حال خود رها کنیم، احتمال دارد که یا نسبت به کودک خیلی «سختگیر» شویم یا بیش از حد او را به حال خودش رها کنیم. «هیچ کاری نمی‌شه کرد»، «هر کار بکنی، هیچی از ریاضی سرش نمی‌شه»؛ این دو برخورد انگیزه کودک برای درس خواندن را به شدت از بین می‌
برد.
ترجمه: سپیده حسینعلیعراقی
پایگاه اطلاع رسانی اصلاح

آیا می دانید نتایج رفتارهای مختلف شما با کودکان چه خواهد بود؟

اکثر خانواده ها بدون اطلاع از جنبه های روانشناسی و فقط بر اساس تفکرات خود و رفتارهایی که از والدینشان آموخته اند به تربیت فرزندان خود مبادرت می ورزند .متاسفانه بسیاری از والدین در آینده و هنگام بزرگ شدن فرزندشان می گویند ما غذا ی خوب لباس مناسب مدرسه خوب و همه چیز برای فرزندمان آماده کردیم ولی نمی دانیم چرا اینگونه شد . در زیر به بررسی انواع رفتارهای والدین و تاثیر آن بر روان فرزندان در آینده ذکر شده است :
رفتار / نتیجه
اگر کودک همواره مورد انتقاد قرار گیرد / محکوم کردن را یاد می گیرد
اگر کودک با پرخاشگری زندگی کند / جنگ و دعوا را یاد می گیرد
اگر کودک با ترس زندگی کند / نگران بار می آید
اگر کودک با دلسوزی و ترحم زندگی کند / یاد می گیرد برای خودش احساس تأسف کند
اگر کودک با استحضاء زندگی کند / خجالتی بارمی آید

اگر کودک با خجالت زندگی کند / احساس گناه می کند
اگر کودک با تشویق و دلگرمی زندگی کند / مطمئن و متکی به خود بار می آید
اگر کودک در محیطی که صبر و تحمل در آن است زندگی کند / یاد می گیرد صبور و شکیبا باشد
اگر کودک با تمجید دیگران زندگی کند / یاد می گیرد قدر دان باشد
اگر کودک با تأیید دیگران زندگی کند / یاد می گیرد خودش را دوست بدارد
اگر کودک با شناخت و آگاهی زندگی کند / یاد می گیرد هدف دار زندگی کند
اگر کودک با مشارکت زندگی کند / بخشندگی و سخاوت را یاد می گیرد
اگر کودک با شرافت و انصاف زندگی کند / یاد می گیرد به خود و اطرافیانش وفادار باشد
اگر کودک با رفاقت زندگی کند / یاد می گیرد دنیا محل زیبایی برای زندگی است
اگر کودک با آرامش و صفازندگی کند / در آینده از سلامت روان بر خوردار است…


شرح شخصیت تیپ 6

برای تعیین تیپ شخصیتی خود فایل تست شخصیت شناسی را دانلود کنید.

http://www.ravanmoshaver.com/pages/Test


افراد این گروه ایمان و اعتقادشان را به مراجع قدرت از دست داده اند، آنها همواره در گذشته از کسانی که بر آنها قدرت داشته اند ترسیده اند. از آنجا که در هنگام کودکی،احساس بیقدرتی می کرده اند، در بزرگسالی در رفتارشان دچار مشکل هستند.می ترسند که از طرف افراد قدرتمند مورد سوء استفاده قرار گیرند. این افراد به دنبال این هستند که افراد قدرتمند را از مقام و مرتبه خود بیاندازند و به دنبال کشف ویژگی های منفی افراد قدرتمند هستند. اینان افراد قدرتمند را خود رای تلقی می کنند.

 سوءظن این افراد به مراجع قدرت می تواند تبدیل به یک انتقاد سازنده شود، در برابرمراجع قدرت به دلیل احساس ضعف و عدم اعتماد ممکن تسلیم و مطیع محض شوند، به خصوص اگر مرجع قدرت را معتمد و قادر بدانند. هر دستوری که صریح و از طرف افراد معتمدو مقتدر باشد لازم الاجرا خواهد بود. از اینکه بر اساس میل خود رفتار کنند می ترسند، وقتی به اهداف نزدیک می شوند اضطراب اوج میگیرد و وقت تلف کردن افزایش می یابد. اینان نمی توانند اساس خیالی یا واقعی ترس های خود را تشخیص دهند. یک فرد از این گروه، به سادگی و به همین دلیل اغلب آنها بسیار محافظه کار و بی اعتماد هستند.

همواره تصور میکنند که در معرض خطر و تهدید هستند و معتقد هستند انسان باید همیشه آماده و مواظب باشد. فکر می کنندبه اندازه کافی خود مختاری و اعتماد به نفس درونی ندارند تا در برابر خطرات بیرونی ایستادگی کنند. در لحظات بحرانی، میتوانند ترس خود را بسیار راحت تر از دیگران پشت سر بگذارند، زیرا گاهی از ترس های همیشگی خود خود خسته می شوند. افراد این تیپ برای جان سالم بدر بردن می جنگند نه برای موفقیت، خود می تواند برای آنها ایجاد خطر کند. اگر موفقیتی حاصل شود اکثرا آن را سریع فراموش می کنند، آن ها از موفقیت وحشت دارند، فکر می کنند موفقیت های آشکار آنها،حسادت مراجع قدرت رادر بر خواهد داشت.

برای  آنها هر وضعیت جدیدی می تواند تهدید آمیز باشد،وضعیتهایی ایجاد می کنند که نهایتا بازنده می شوند و بازنده های حرفه ای هستندد و زندگی آنها مملو از عدم موفقیت ها و کارهای ناتمام است. تردید این افراد بیشتر به این دلیل است که توانی های خود را زیر سوال می برند و ضدمراجع قدرت آنها،آنها را به سمت امور پایین جذب و هدایت می کند و شغل های سطح پایین دارند.اینان برای تفریحات آینده نقشه می کشند ولی هنگام عمل، دچار تردید شده و آن را موکول به اتمام وظایف و پرداخت همه قرض ها و ... می کنند.

نگرش ذهنی آنها،"بله...اما" وقتی فکر در ذهن دارندفورا نظر مخالف آن فکردر ذهنشان به وجود می آید. در گذشته هر موقع اعتماد کرده اند صدمه دیده اند. آنها بیشتر توجهشان را صرف آن می کنند که علائمیرا که ممکن است نشانگر صدمه زدن به آنها باشد شناسایی کنند.مرتب در این فکر هستند که در فکر دیگران چه می گذرد، به خصوص وقتی تعریفی از خود می شنوند،به انگیزه های رفتار دیگران بدگمان هستند و اگر چه مایلند به دیگران نزدیکتر شوند ولی برای اعتماد به آنها، اول امتحان می کنند. اینان در مقابل تعریف و تمجید دیگران، محتاط هستند و با خود می گویند:"چه دروغ هایی زیر یک لب پنهان است" ولی برای رهایی از این احساس عدم امنیت یا به جستجوی یک حامی قوی هستند یا در موضع حامی ضعیف در مقابل قدرت می ایستند. تشویق  و تحسین دیگران را به سختی می پذیرند، اگر بخواهیم آنها ما را دوست داشته باشند،باید لابلای تحسین خود کمی از انتقاد هم استفاده کنیم.

آنها ناخودآگاه همواره دنبال یک مقصر می گردندکه گناه را به گردن او بیندازند. این افراد اغلبدرمان و شیوه هایی مانند یوگا و مدیتیشن را نیمه کاره رها می کنند.آنها به کرات تغییرات شغلی دارند.توانایی این افرادبرای مسئولیت پذیری بسیار زیاد می باشداینان افرادی بی طرف و ایثار گر هستند و از دیگران نیز همان خلوصی که نشان می دهند را انتظار دارند.این افراد افرادی صادق و وظیفه شناس نسبت به کار هستند نسبت به افراد پایین تر و نسبت به رهبران قوی هستند.آنها بسیار دقیق ضوابط و معیارها را حفظ می کنند و قوانیین و قواعد را رعایت می کنند و دوست ندارندکسی توافق ها را نقص کند. آنها با چهره وظیفه شناسی، از سوئ ظن مراجع قدرت به آنه،جلوگیری می کنند.این افراد برای دوست محتاج،به طور قهرمانانه ای فداکاری می کنند،آنها چیزی را نی دهند که در قبال آن چیزی را دریافت کنند.محبت کردن آنها به منظور ایجاد احساس امنیت است،این افراد تمایل زیادی به نمدلی و همبستگی با افراد ضعیف دارند تا با هم قوی به نظر آیندو می ترسند برای دیگران مفید نباشند.

گیرنده های حسی این افرادبسیار خوب رشد کرده است می توانند به خوبی اوضاع را درک کنند متوجه همه چیز هستندو به راحتی حدس می زنند که چه هتفاقی روی خواهد داد.در شناخت روحیات افراد به خوبی عمل می کنند.این افراد از نظر احساسات آنقدر که تابع احساسات دیگران هستند،تابع احساسات خود نیستند.

این افراد دو گونه هستند:

1-ترسو (فوبیک)

2-ضدترس (ضدفوبیک)

تیپ ترسو

این افراد بسیار محتاط، شکاک، مردد، بی اعتمادند، اغلب خود را از قضایا کنار می کشند و با این افراد به راحتی می توان کنار آمد و اگر به اشخاص معتمد برسند، به راحتی خود را در اختیار او قرار می دهند تا قدم به قدم هدایت شوند.

تیپ ضد ترس

این افراد، بر خلاف تیپ تیپ ترسو ، می توانند برای خود و دیگران ضرر داشته باشند. آنها در حالتهای افراطی انسانهایی نژادپرستمی شوند. این افراد به دنبال موفقیت های مخاطره انگیز می گردند. برای مثال: به سراغ ورزش های خطرناک میروند در واقع می خواهند بر ترس خود سوار شوند، احساس خود کم بینی و ترس خود را با سختی و ریسک ها جبران می کنند.این افراد با کوچکترین بهانه ای خشمگین می شوند و در حالات افراطی ممکن است داد و بی داد کنند و ناسزا گویند و حمله کنند.تحمل اینان برای انتقاد بسیار کم است و به شدت از موضع خود دفاع می کنند و ممکن است برای دیگران آسیب زننده باشند.

 

محیط های جذاب برای این گروه:

یک محیط سلسله مراتبی که مراتب به خوبی تعریف شده اند، مانند: برنامه های تدریجی دانشگاه در یک چهارچوب مشخص هستند.

- موقعیت هایی که خودشان گرداننده باشند و رئیس و مرجع قدرتی نباشد و بعضی اوقات هم پشت صحنه را می پسندد. مثل:معاون

- کارهایی که بتوانند پشت سر یک رهبر قدرتمند انجام دهند.

- تیپ های ضد ترس،خطرهای فیزیکی و تجارت کردن اشیاء قیمتی را دوست دارند.

 

محیط های ناجذاب برای افراد این گروه:

-کارهایی با فشار بالا و با لزوم تصمیم گیری های قاطع.

- شغل های رقابتی که دردسرهای زیادی دارد.


نماد تیپ 6

رنگ:رنگ نمادین این افراد قهوه ای مات است، رنگی است که براق یا درخشندگی ندارد،جلب توجه نمی کند و رنگ خاک و زمین است. (نماد امنیت)

 

راههای رهایی که می تواند این گروه افراد را به رشد شخصیت برساند:

- ایمان و اعتقاد به خود و رابطه خود با خدا

- خود را از چهارچوب های از پیش تعین شده رها سازند و این خطر را بپذیرند که اشتباه هم بکنند.

-خود را از اجبارها رها کنند.

-یادبگیرند که ترس های خود را با شهامت بپذیرند و به آنها اعتراف کنند.(حضرت عیسی از شیاطین اسم شان را می پرسید و به محض آنکه نام آنها برده می شد از بین می رفتند.)

- یاد بگیرند تا ترس های خود را در برابر واقعیت، چک کنند:مثلا بپرسدکه این طور فکر می کنی؟

- ترس های خود را با یک دوست که صادقانه همدردی می کند بازگو کنند.

-به خود خاطر نشان کنند که عادت دارند معانی پنهان رفتار مردم را جستجو نمایند.

-وقتی احساس می کنند که دیگران خشمگین هستند،احساسات پرخاشگرانه خود را بررسی

کنند.

-در غارتباطات اجتماعی،بیشتر اعتماد کنند و ارتباطات اجتماعی خودشان را توسعه دهند

-شناسایی مواقعی که احساسات جانشین تفکر می شود.

-یاد بگیرند در تماس با دیگران باشند نه کناره گیری از دیگران.

-تلاش برای یادآوری خاطرات مثبت

-تصورات و گفتگوهایی در مورد نتایج و پیامدهای مثبت.

-آگاهانه جلوی خیال پردازی خود را بگیرند.

منبع :مهارتهای تیپ‌شناسی:آهنگر ، کتایون

راهنمای ساده برای زندگی پس از طلاق و جدایی

طلاق یک تغییر اساسی در زندگی است که شخص را دچار سردرگمی میکند . ناگهان خودتان به تنهایی میبایست از پس مواردی مانند پول بچه ها شغل تغییرات و موقعیتهایی که اعضای خانواده را تحت فشار قرار میدهد بر بیایید . در اینجا توصیه هایی وجود دارد که ” چگونه زندگی جدید را پس از جدایی شروع کنید ؟” اگر مشکلاتی دارید بدانید که :
طلاق و جدایی
* بعد از اتمام این زندگی ، زندگی جدیدی در انتظار شماست .
در حال حاضر به سختی می توانید باور کنید زیرا روزی این زندگی چیزی بود که شما خواستار آن بودید . شما خواهان ایجاد و تداوم آن بودید .

* خودتان را فریب ندهید .
از خودتان بپرسید : آیا به راستی این زندگی را می خواهید یا به علت ترس دو دستی به آن چسبیده اید ؟ اگر فکر تنها ماندن ترسناک تر از بودن در یک زندگی از هم پاشیده است خب به ترسهایتان اجازه دهید تا تصمصیم گیرنده باشند . آیا برای از دست دادن زندگی که بود یا میبایست باشد هنوز سوگواری میکنید؟

* روزهای زندگیتان را هدر ندهید .

اندوهگین بودن هیچ محدوده زمانی ندارد اما زندگی محدود است . شما این را متوجه بشوید یا نشوید ، زمان به سرعت سپری میشود. زمانی میرسد که شما باید حقیقت را بپذیرید و بگویید : ” من باید کاری برای زندگی ام انجام دهم بچه هایم را بزرگ کنم و کاری کنم که زندگی شاد و معناداری داشته باشم و شخصی فعال در جامعه باشم .” پس از هم اکنون قدمهای استوار بردارید و به جلو حرکت کنید .

* افکار مصیبت بار را از ذهن تان دور کنید .

” زندگی من تمام شده است .” ” من همه چیز را از دست دادم .” ” همه چیز خیلی بد است .” افکاری هستند که تاثیرات خیلی قوی بر چگونگی احساس شما دارند . متوجه باشید که واقعا اینها درست نیستند . زندگی شما تمام نشده است فقط یک شروع جدید برای شماست . تغییر پیش فرضهای منفی در ذهن تان به تغییر احساسات شما کمک میکند .

* زمان خود را با افسوس هدر ندهید .
شما باید به خودتان بگویید : ” اتفاقی است که افتاده !” شما نمی تواتید به گذشته برگردید و کاری انجام دهید اما می توانید کارهای زیادی را هم اکنون انجام دهید .

* برای فرزندانتان الگو باشید .

در آینده فرزندانتان چگونه والدینی خواهند بود وقتی شما در جایی نشسته و گریه میکنید ، به نقطه ای زل می زنید و افسوس گذشته را می خورید ؟ وقتی شما جدایی را پذیرفتید زمان پیشرفت در زنگی تان است .
به خاطر فرزندانتان با همسر سابق خود رابطه جدیدی را تعیین کنید .
در رابطه سابق شما همسر وی بودید اما در حاضر یک دوست معمولی هستید بخاطر بچه هایتان .

* با کودکانتان صحبت کنید .
طلاق ممکن است زخمهای عاطفی را برای بچه هاایجاد کند . با آنها صحبت کنید . با آنها درباره اتفاقاتی که درحال وقوع است و احساساتی که آنها نسبت به وقایع کنونی دارند صحبت کنید و به آنها اطمینان دهید همه چیز بهتر خواهد شد. اگر آنها خیلی چیزها را بدانند می توانند به شما در این مراحل کمک کنند و به این ترتیب آنها هم احساس قدرت می کنند .

* از دیگران کمک بگیرید.

اگر از مردم کمک بخواهید خوشحال می شوند . این لطفی است در حقشان که به آنها اجازه می دهید کاری برایتان انجام دهند .یک گروه حمایت کننده از نزدیکترین دوستانتان داشته باشید که حمایتگرعاطفی ،راهنمای همیشگی ومشوق شما در کارهایتان باشند.بدانید شما اولین نفری نیستید که از سایرین کمک می گیرید.

* از امکانات و موهبت های اطراف خود استفاده کنید.
هرکاری که می توانید برای رسیدن به موفقیت انجام دهید. توانایی ها و نقاط قوت خودتان را کشف کنید و برای کمک به خود و حرکت در یک مسیر جدید و مثبت روی آنها متمرکز شوید.هرشخصی حقیقت وجودی دارد که فقط خودش میداند وباور دارد . به یاد داشنه باشید که شما نتایجی در زندگی بدست می آورید که ابتدا باور دارید و سپس شایستگی آن را.

* برای خودتان وقت بگذارید.

خودتان را در اولویت قرار دهید ،کمی خودخواه باشید و کاری را فقط برای خودتان انجام دهید.بهترین هدیه ای که شما می توانید به فرزندانتان بدهید اینست که از خودتان خوب مراقبت کنید. یک کلاس جدید را امتحان کنید، ورزش را شروع کنید و سرگرمی های فراموش شده که سابقا انجام می دادید را دوباره شروع کنید.

* خانه رویایی تان را بسازید.

اگر شما مجبور به تغییر منزل شدید دنیا به آخر نرسیده است. بدانید که شما و بچه هایتان میتوانید خاطراتی را بسازید که آنجا خانه رویاهایتان شود.

* خود واقعی تان را بیابید.
شما ممکن است زمان طولانی نیمی از یک زوج بوده اید. اما شما هنوز صددرصد یک شخصیت واحد هسنید. آن شخص را دوباره کشف کنید.

* آنچه را دوست دارید انجام دهید.

هرروز وقتی از خواب بر می خیزید چه چیزی شما را به هیجان می آورد.یک لیست از آنچه شما را به اهدافتان میرساند تهیه کنید.

* روحیه شاد داشته باشید.
در زندگی جدید کمی تفریح و شادی کنید. خاطرات زیبایی را با فرزندانتان بسازید تا با اعتماد بنفس و حس احترام به خود بسوی آینده بروند.

* درآینده از خود مراقبت کنید.
این مهم است که همیشه به روابط خود توجه کنید و از خود بپرسید که :” چقدربودن در این رابطه ارزش دارد؟” اگر شما در آن رابطه کاملا خودرا فراموش می کنید پس بهای سنگینی را می پردازید.
افتخار

علائم پنهان استرس

اگر برخی از علایم فیزیکی و روحی عذاب‌تان می‌دهد و نمی‌دانید که آنها می‌توانند هشداری بر حضور استرس در وجود شما باشند یا نه، پس با این 10 نشانه خاموش و البته عجیب استرس بیشتر آشنا شوید....
آیا شما بیش از اندازه استرس دارید یا اینکه اصلا نمی‌دانید استرس بر شما غالب است یا نه؟ اگر جزو گروه اول هستید، یعنی می‌دانید که استرس بیش از حد آزارتان می‌دهد، پس قطعا علایم ناراحتی‌تان را می‌شناسید و درصدد رفع آن هستید.

اگر برخی از علایم فیزیکی و روحی عذاب‌تان می‌دهد و نمی‌دانید که آنها می‌توانند هشداری بر حضور استرس در وجود شما باشند یا نه، پس با این 10 نشانه خاموش و البته عجیب استرس بیشتر آشنا شوید....
 
آیا شما بیش از اندازه استرس دارید یا اینکه اصلا نمی‌دانید استرس بر شما غالب است یا نه؟ اگر جزو گروه اول هستید، یعنی می‌دانید که استرس بیش از حد آزارتان می‌دهد، پس قطعا علایم ناراحتی‌تان را می‌شناسید و درصدد رفع آن هستید.

سردرد آخر هفته
به گفته دکتر تادشودت، استاد دانشگاه واشنگتن، سردردهای میگرنی ضربان‌دار که در اواخر هفته به سراغ افراد می‌آید نشان‌دهنده ابتلای فرد به استرس است. وی کمبود خواب و تغذیه نادرست به خاطر پرداختن بیش از حد به کار یا درس را از جمله عوامل بروز این‌گونه سردردهای استرسی می‌داند، بنابراین در طول هفته خوب بخورید و خوب بخوابید تا سردرد نگیرید و استرس به سراغ‌تان نیاید.
 
قاعدگی‌های دردناک
محققان دانشگاه هاروارد می‌گویند که استرس یکی از مهم‌ترین عوامل بروز قاعدگی‌های دردناک در خانم‌ها است. آنها اعتقاد دارند که اگر خانمی بیشتر از 2 بار در روز (در طول دوران قاعدگی) دچار دردهای شدید و گرفتگی‌های عضلانی شد به احتمال زیاد بیماری استرس در وجود او نهفته است. آنها به هم خوردن تعادل هورمون‌ها در اثر استرس را از جمله عوامل بروز قاعدگی دردناک دانستند و ورزش‌های مناسب، حفظ آرامش و تغذیه صحیح را از جمله عوامل موثر برای مبارزه با این نوع درد و استرس معرفی کردند.
 
درد دهان
دردناک بودن فک و لثه‌ها ممکن است در اثر به هم ساییدن با فشار زیاد دندان‌ها که معمولا در طول مدت خواب به وجود می‌آید، باشد. به هم ساییدن دندان‌ها یا همان دندان قروچه یکی از نشانه‌های وجود استرس در فرد است. به عقیده دکتر میتو مسینا، دندانپزشک انجمن دندانپزشکی آمریکا، افرادی که شب‌ها هنگام خواب دندان‌هایشان را روی هم فشار می‌دهند باید هم به سراغ یک دندانپزشک بروند و هم به سراغ یک روان‌شناس. او می‌گوید که آنها باید دردهای مربوط به دهان و دندان‌شان را با غلبه بر استرس درونی خود از بین ببرند.
خواب آشفته
دکتر رزالیند کارت رایت، استاد روان‌شناسی مرکز پزشکی دانشگاه راش، معتقد است که یک خواب آسوده 7، 8 ساعتی را تنها کسانی تجربه می‌کنند که ذهنی آرام و به دور از هرگونه تشویش و استرس دارند. «استرس باعث می‌شود که شما خواب‌های آشفته ببینید و هر چند ساعت یکبار از خواب بپرید و لذت یک خواب آرام را تجربه نکنید.» بنابر اظهارات دکتر کارت رایت، نوشیدن انواع نوشیدنی‌های حاوی کافئین و الکل می‌تواند استرس در طول خواب را هر چه بیشتر تشدید کند.
 
خارش پوست
براساس جدیدترین مطالعاتی که ژاپنی‌ها روی بیش از دو هزار نفر از افرادی که دچار خارش مزمن پوست بدن بودند، انجام دادند به این نتیجه رسیدند که احتمال بروز یا وجود استرس در افرادی که خارش پوست دارند، دو برابر بیشتر از سایرین است. آنها گفتند که خارش پوست علاوه بر اینکه می‌تواند هشداری برای وجود استرس باشد، ممکن است علامتی برای ابتلا به اگزما، پسوریازیس یا التهاب‌های پوستی هم به شمار آید.

آلرژی بیش از حد
پژوهشگران دانشگاه اوهایو در سال 2008 اعلام کردند که هورمون‌های استرس می‌توانند بهترین محرک برای تولید IgE در بدن باشند. IgE یک پروتئین خونی و یکی از عوامل ایجاد عکس‌العمل‌های آلرژیک در افراد است، بنابراین اگر آلرژی بیش از حد آزارتان می‌دهد، احتمالا استرس به تک‌تک سلول‌های بدن‌تان نفوذ کرده است.
 
بیماری‌های ترکیبی
استرس و اضطراب می‌تواند به طور هم‌زمان باعث به وجود آمدن دل درد، سردرد، کمردرد و بی‌خوابی شود. براساس تحقیقاتی که روی بیش از 1953 زن و مرد انجام شد، محققان به این نتیجه رسیدند که اختلال در سیستم عصبی باعث بروز بیماری‌های ترکیبی در فرد می‌شود، بنابراین اگر بیشتر از دو بار در هفته دچار بیماری‌های ترکیبی و آشفتگی‌ ذهنی شدید، وجود استرس در شما حتمی است.
خون‌ریزی لثه‌ها
براساس آخرین مطالعات برزیلی‌ها، هورمون‌های استرس می‌توانند سبب کاهش قدرت سیستم ایمنی بدن شوند. کاهش قدرت سیستم ایمنی هم به معنی ابتلای سریع به انواع بیماری‌های ویروسی و ضعف ارگان‌های مختلف بدن است. این ضعف می‌تواند روی کارکرد دهان و دندان هم تاثیر بگذارد، به گونه‌ای که اگر فرد استرس بیش از حد داشته باشد، شاهد خون‌ریزی لثه‌هایش پس از هر بار مسواک زدن خواهد بود.

داشتن ذایقه شیرین
پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا اعتقاد دارند که علاقه بیش از حد به شکلات و شیرینی‌جات نشان‌دهنده ازدیاد هورمون‌های استرس در بدن افراد است. پس اگر شدیدا به شیرینی‌جات وابسته هستید بهتر است که یک تست روان‌شناسی بدهید و ببینید که آیا شما هم جزو افراد استرس‌دار هستید یا نه!
 
جوش و آکنه
استرس شدید باعث به وجود آمدن جوش‌های التهابی روی پوست افراد می‌شود. این جوش‌ها معمولا قرمز رنگ و دردناک هستند و تا چند روز روی پوست جا خوش می‌کنند. استفاده از لوسیون‌های پاک‌کننده و کرم‌های مرطوب‌کننده و جلوگیری از خشک شدن پوست می‌تواند بهترین راه مقابله با جوش‌های استرسی باشد.
 
منبع : salamat.ir