روانشناسی خودمانی | مشاوره خصوصی

اطلاعات روانشناسی خود را افزایش دهید. از مشاوره خصوصی بهترین نتیجه را بگیرید

روانشناسی خودمانی | مشاوره خصوصی

اطلاعات روانشناسی خود را افزایش دهید. از مشاوره خصوصی بهترین نتیجه را بگیرید

برقراری ارتباط موثر با نوجوانان

سنین نوجوانی برای بسیاری از خانواده ها، دورانی سخت و مشکل ساز است. نوجوانان ممکن است ایده ها، ارزش ها و یا باورهایی داشته باشند که با اعتقادات و ارزشهای والدینشان تفاوت زیادی داشته باشد. هر چند حل و فصل این مساله برای والدین، گاه بسیار سخت است، اما این مساله بخشی از روند طبیعی حرکت به سوی استقلال است. در ابتدا ممکن است والدین در برابر این تغییرات (یعنی مبارزه ی نوجوان برای کسب استقلال) مقاومت کنند اما مواجه شدن با این مساله امری اجتناب ناپذیر است.
والدین باید توجه کنند که برای کنار آمدن با این شرایط، هیچ نسخه ی از پیش تعیین شده ای وجود ندارد، چرا که ویژگیهای رفتاری هر نوجوانی مختص به خود اوست. اما در صورتی که به دنبال دریافت مجموعه ای از توصیه های کلی در مورد نحوه ی برخورد با فرزند نوجوانتان هستید به این مطالب توجه کنید:
برقراری روابط موثر با نوجوان
- به خاطر تغییرات سریعی که در دوران بلوغ رخ می دهد، نه تنها نوجوان بلکه والدین هم به نوعی دچار سردرگمی در ارتباط با هم می شوند. توجه داشته باشید که ویژگی شاخص نوجوانی حرکت تدریجی به سمت استقلال است، لذا والدین باید به فرزند خود کمک کنند تا این مرحله را پشت سر گذارد نه اینکه مانع از رشد و تحول وی شوند.
- در اتخاذ تصمیمات مهم و اساسی با هم همکاری کنید. سعی کنید راه حل و تصمیمی را انتخاب کنید که مورد قبول شما (پدر و مادر) و فرزندتان باشد.
به خاطر تغییرات سریعی که در دوران بلوغ رخ می دهد، نه تنها نوجوان بلکه والدین هم به نوعی دچار سردرگمی در ارتباط با هم می شوند
- ممکن است فرزند شما در برخی از زمینه ها، نظرات و دیدگاهی متفاوت از شما داشته باشد یا اصلاً کارها و اقداماتی را انجام دهد که شما نتوانید علت آن را درک کنید. سعی کنید رفتارهای نوجوان خود را با دید مثبت ببیند و درک کنید که نوجوان شما دارای ویژگیهای خاص خود است.
- والدین تصور می کنند که همیشه مسئول سلامتی و نشاط نوجوانشان هستند، در حالیکه وقتی بچه ها به سن نوجوانی و بلوغ می رسند، وقت آن رسیده که به آنها فرصت دهید، خودشان تصمیم بگیرند و مسئول سلامت و تندرستی خود باشند. اجازه دهید اشتباه کنند و عواقب اشتباه خود را ببینند و تاوان آن را بپردازند و شما تنها در این شرایط می توانید نقش حامی و همراه را بازی کنید. برای اینکه آنها (نوجوان) درس موفقیت را بگیرند، باید اشتباه کنند.
نکات مهم در برقراری رابطه موثر
برای برقراری یک رابطه موفق با فرزند نوجوان خود به این مطالب توجه کنید:
- بیشتر از آنکه برای فرزند خود صحبت کنید، به حرفهای او گوش دهید.
بخاطر داشته باشید که خداوند به ما دو گوش و یک دهان داده، بنابراین بهتر است به جای آنکه دائماً زبان به نصحیت نوجوان خود باز کنید، به حرفها و دردودل های او گوش فرا دهید. نوجوانان تمایل فراوانی برای صحبت کردن با والدین خود دارند، البته به شرط آنکه به اندازه کافی سکوت کنید و فرصت لازم برای صحبت کردن به او را بدهید.
- زمان هایی را به نوجوان خود اختصاص دهید.
ممکن است نوجوان شما در مدرسه، با دوستان و یا با سرگرمی های مختلف خود (مانند کامپیوتر، اینترنت و…) خیلی سرگرم باشد. اما این شما هستید که باید با او ارتباط برقرار کنید و این فاصله را بشکنید. مکانها یا موقعیتهایی که مورد علاقه ی نوجوانتان است را انتخاب کرده و روابط تان را با وی از سر بگیرید.
- برای نوجوان خود حریم خصوصی قائل شوید.
نوجوانان علاقه ی زیادی به خلوت و تنهایی دارند. لذا این شرایط از آنها دریغ نکنید. اگر دیدید به اتاقش پناه برده و با خود خلوت کرده، دائماً خلوت او را نشکنید.
- علائق نوجوان خود را بشناسید.
گوش کردن به موسیقی، تماشای تلویزیون، رفتن به سینما و تئاتر و.. از علائق نوجوانان است. سرگرمی های مورد علاقه آنها را شناخته و حتی امکاناتی فراهم آورید که فرزندتان را در این سرگرمی ها، همراهی کنید.
- نقش والدین با محبت را ایفا کنید.
نوجوانان در کش و قوس، مرحله هویت یابی، با احساسات متناقض بسیاری مواجه می شوند و بنابراین نیاز دارند که مورد محبت و توجه والدین خود باشند. علاقه تان را در رفتار، نشان دهید، تولدشان را جشن بگیرید، اشتباهاتشان را ببخشید و فراموش کنید، به حرفها و مشکلات آنها گوش دهید و برای رفع مشکلاتشان، با آنها همدلی و همراهی کنید. همه ی این اقدامات در بهبود و ترفیع عزت نفس نوجوانان، نقش سازنده ای دارد.
نوجوانان تمایل فراوانی برای صحبت کردن با والدین خود دارند، البته به شرط آنکه به اندازه کافی سکوت کنید و فرصت لازم برای صحبت کردن به او را بدهید
ارتباطات منفی را به ارتباطات مثبت تغییر دهید
برای اینکه بتوانید ارتباطات منفی خود را به روابط مثبت تبدیل کنید به این پیشنهادات توجه کنید:
- با نوجوانان خود در مورد چگونگی داشتن یک ارتباط خوب، وارد بحث شوید و راهبردهایی را به یکدیگر پیشنهاد دهید.
- زمانیکه می خواهید در مورد مشکلات رفتاری فرزندتان، با او وارد بحث کنید، سعی کنید مطالب را مورد اولویت بندی قرار دهید. مثلاً رانندگی کردن بدون گواهینامه، شرکت در مهمانی های نامناسب، بیرون ماندن بیش از حد از خانه و… بهتر است مورد اولویت قرار گیرد. ولی برخی از رفتارهای دیگر مانند نامرتب بودن اتاق خواب و یا دعوا و مشاجره با خواهر و برادر، بهتر است به زمانهای دیگری موکول گردد.
نوجوانتان را منضبط تربیت کنید
اختلاف نظر بین نوجوان و والدین اجتناب ناپذیر است. اما در هر حال در برخی از موارد، والدین باید مراقب رفتارهای نوجوانشان باشند و آنها را منضبط بار آوردند. نوجوان به یک انضباط همیشگی از طرف والدینی که دوستشان داشته باشند، نیاز دارند. اما اکثر والدین روشهای انضباطی شان را براساس آزمون و خطا یاد می گیرند. ولی ما در اینجا یک پیشنهاد بهتر داریم که قبل از اعلام هر نوع اعمال انضباط یا تنبیهی، آرام باشید. خیلی واضح و روشن درمورد مشکل پیش آمده فکر کرده و اختیارات خود را در نظر بگیرید. سپس یک تصمیم قابل اجرا بگیرید که محکم و منصفانه باشد. فراموش نکنید که هدف اصلی انضباط ، تنبیه نیست بلکه شامل آموزش و پرورش نوجوان برای ایجاد کنترل نفس و آماده کردن وی برای بزرگسالی است. این کار شامل پاداش ها، محدودیت ها و به تعویق انداختن امور لذت بخش است که البته باید متناسب با سن فرزندتان باشد.
هدف اصلی انضباط ، تنبیه نیست بلکه شامل آموزش و پرورش نوجوان برای ایجاد کنترل نفس و آماده کردن وی برای بزرگسالی است
شنونده خوبی برای نوجوان خود باشید
زمانهایی را صرف گوش کردن به صحبتهای نوجوان خود کنید. برای مثال:
- واقعاً به حرفهای نوجوان خود گوش دهید. مثلا آنچه را که انجام میدهید متوقف کنید، تماس چشمی با او برقرار کنید و صحبتهایش را قطع نکنید.
- برای نظرات نوجوان خود ارزش و احترام قائل شوید و توجه کنید که او دیدگاهی متفاوت از شما نسبت به دنیا دارد.
- به جای ضمیر «تو» از ضمیر «من» استفاده کنید. برای نمونه به فرزند خود نگویید که «تو هیچگاه به حرفهای من توجه نمی کنی و برای من توضیح نمی دهی که به کجا می روی» به جای آن بهتر است بگویید: «اگر برای من توضیح ندهی که کجا می روی من نگران تو می شوم»
- توجه داشته باشید که اگر به حرفهای نوجوان خود گوش نداده و توجه نکنید، او ارتباطش را با شما قطع می کند

فرزندانی متنفر از والدین خود

شرایط دلخواه
فرزندان به دنبال تأمین نیازهای خود هستند . هر چه بزرگتر می شوند ، انتظارات و نیازهای آنها نیز نمایان تر می شود . اگر پدر و مادر به درستی آنها را درک نکنند و نیازهای عاطفی و مادی آنها تأمین نشوند و در ادامه محدودیت هایی را برای آنها مقرر کنند ، نارضایتی فرزند آغاز می شود و به تدریج این نارضایتی ، تبدیل به تنفر می شود! آنها انتظار دارند که والدین در هر صورت به رشد شخصیتی آنها نیز اهمیت بدهند.

تأثیر شرایط محیطی
علت دیگر تنفرگرایی فرزند ، اثرات شرایطی است که والدین برای آنها فراهم می کنند. همانطور که آنها در محیط بیرون تأثیر پذیر هستند ، شرایط و جو منزل هم بر آنها موثر است . خیلی از والدین ، با بحث و جدل و استرس های متوالی در منزل ، فرزند را تحت فشار روحی قرار می دهند. با این اوضاع آنها نمی توانند به درستی بر درس یا فعالیتهای مفید خود در منزل تمرکز کنند . همچنین با وجود شرایط نه چندان مناسب محیط بیرون از منزل ، همچون ، افراد و دوستان ناباب که آنها را همیشه به راه خطا می کشانند ، فرزند خود را در تنگنا می بیند و در این حالت است که اهانت و بی حرمتی به والدین ، از جانب او آغاز می شود و آنها را اشخاصی خودخواه و بدون ملاحظه می خواند.
دوری از والدین
راه حل
شاید راه حل آن از نظر برخی بررسی ها آسان باشد، ولی زمان می برد. شما برای ایجاد عاطفه و محبت با فرزندان خود همواره باید صبور باشید. به آنها عشق بورزید، برای آنها وقت بگذارید و آنها را درک کنید. به صحبت های آنها بطور دقیق گوش فرا دهید. آنها را تشویق کنید تا از دوستان ناباب خود دوری کنند و در این راه از هیچ کمکی دریغ نکنید. آنها را در پیشرفت درس و به سرانجام رسیدن اهدافشان یاری کنید. سعی کنید شرایطی را فراهم آورید که رشد شخصیتی آنها در جهتی مثبت نیل پیدا کند.

چگونه انتقاد پذیر باشیم و انتقاد سازنده داشته باشیم؟

 انتقاد سازنده
انتقاد از افرادو مدیران و قدرتمندان و مافوق بدون ترس و خشم با ارامش واسودگی
انتقاد نقش عمده‌ای در روابط اجتماعی ایفا می‌کند، از انتقادها می‌توان برای ایجاد تحرک در اشخاص و نفوذ در آنها ، آموزش ، بیان نیازها و خواسته‌ها و یا محرکی برای اصلاح و پیشرفت خود استفاده کرد. انتقادپذیری موثر نتایجی چون: افزایش رضایت شغلی ، ایجاد روابط کاری مناسب ، تقویت سلامتی فکری و روحی ، ایجاد عزت نفس ، افزایش سطح بهره‌وری و افزایش رقابت برای تضمین موفقیت را به دنبال دارد. اگر انتقاد کننده و انتقاد شونده می‌خواهند به هدف انتقاد سازنده که همانا تغییر رفتار خاصی است دست یابند، باید با یکدیگر همکاری کنند. برای دستیابی به مفید ضروری است تا از روش‌های انتقاد موثر و سازنده استفاده نمود.
بیاموزیم که دیگران مثل خودما اشتباه میکنند پس لطفا اجازه اشتباه بدهیم

انتقاد دوستانه و مشفقانه
انتقاد اطلاعاتی است که می‌تواند به رشد فرد کمک کند و دانش و مهارت‌های مناسب را به افراد آموزش دهد. افراد با مشاهده و درک نتایج ارزشمند انتقاد ، پذیرای انتقاد می‌گردند و یا قادر به ارائه انتقاد می‌شوند.

انتقاد برای تسهیل
محور اساسی هر انتقاد موثر توجه به نقش سازندگی است، بهبود و ارتقا ، معادل تغییر دانش ، تغییر نگرش و تغییر عملکرد فردی و سازمانی در جهت مثبت است. در واقع هدف انتقاد باید اصلاح و تکامل فکر و رفتار فرد مقابل باشد.

انتقاد کارامدو مهم
انتقاد بایستی ضمن داشتن اهداف بلند مدت ، راه‌های نیل به آنها را نیز بیان کند. هر فردی قبل از انتقاد لازم است سوالات زیر را از خود بپرسد:

• دقیقا از برقراری ارتباط چه انتظاری دارید؟
• چه رفتار یا خصوصیتی باید تغییر کند؟
• انگیزه‌های انتقاد کردن چیست؟

چه راه حل‌ها و اهداف خاصی را می‌توان ارائه کرد و چه فعالیت‌هایی برای دسترسی فرد به اهداف مورد انتقاد می‌توان انجام داد؟

ایجاد اعتماد به نفس وعزت نفس در افراد
احساس عزت نفس یکی از نیازهای اساسی کارکنان است. آنان برای برآورد این نیاز ناچار به احترام گذاردن به دیگران هستند، بنابراین یک رابطه دو طرفه چرخشی مثبت و یا منفی را می‌توان در این خصوص ایجاد کرد.

انتقاد با کلمات مثبت ، محترمانه و انگیزشی
این امر منجر به بهبود برقراری ارتباط و در نتیجه پذیرش آن می‌شود. به این جهت لازم است کلمات مناسب برگزیده و بیان شود.

انتقاد از سبک وروش اجرا
در انتقاد محتوا و روش نیز بایستی لحاظ شود. با نهادینه سازی این نکته می‌توان از سیستم ارزشیابی خود استفاده نمود و به این وسیله از قدرت تفکر به شیوه‌ای غیردفاعی بهره‌برداری کرد.
انتقاد سازنده
مشارکت هر دو طرف
طرف مقابل خود را دخالت دهید، برای مشارکت دادن طرف مقابل رعایت نکات زیر ضروری است:

• بر اهمیت شغل فرد تأکید شود.
• شرایط انتقاد شناسایی شود.
• دقیقا بیان شود که چگونه انتقاد برای طرف مقابل مفید خواهد بود.
• از فرد خواسته شود که چگونه می‌توان برای اجرای طرح به او کمک کرد و چگونه می‌توان از او در این راستا حمایت کرد؟

توجه به استعدادهای فرد مقابل
به شایستگی‌های طرف مقابل توجه نمایید، بدون این که از کلمه اما استفاده کنید. اغلب افراد برای انتقاد کردن ابتدا به بیان جنبه‌های مثبت فرد پرداخته و سپس از کلمه اما استفاده می‌کنند و به بیان نقاط ضعف وی می‌پردازند، در حالی که کلمه اما حذف کننده ارزش پیام قبلی است، در صورتی که اگر از حرف ربط و استفاده شود، عکس این حالت است و با جملات قبلی انسجامی بوجود می‌آید. در مجموع کلمه و اثر بلند مدت و نیرومندتری را به جای می‌گذارد.

بیان روشن
آن چه را که می‌خواهید مورد انتقاد قرار دهید، بطور دقیق و شفاف بیان کنید، صراحت کلام انتقاد را موثر می‌نماید.

بهترین زمان برای نقد
انتقاد در زمان مناسب منجر به پذیرش آن در طرف مقابل می‌شود. انتقاد بایستی برای عده‌ای بلافاصله بعد از خطا و برای عده‌ای دیگر با گذشت زمان انجام شود، ضمن این که ضروری است در هنگام خشم از افراد انتقاد نشود.

استفاده از سوال
می‌توان انتقاد را در قالب طرح یک سوال یا مجموعه سوالاتی عنوان کرد که جواب آنها به هدایت طرف مقابل برای دریافت اطلاعات دقیق و اساسی منجر می‌گردد.

عدم کارایی انتقاد شفایی
هنگامی که بطور شفاهی قادر به انتقاد نیستید، با عمل و رفتار خود انتقاد را طرح کنید، گاهی بهتر است از روش رفتاری بهره‌برداری شود. یعنی به جای این که چیزی بیان شود، کاری انجام گیرد و از طریق مداخلات رفتاری تفکر مورد نظر منتقل شود.

مشخص کردن انتظارات
گاهی افراد انتظار دارند که اشخاص همان رفتاری را دارا باشند که از آنها انتظار داریم، در این حالت انتظارات ما موجب می‌شود که انتقاد زودرس و غیرموثر داشته باشیم چرا که مخاطبین خود را به خوبی از توقعات خود آگاه نکرده‌ایم.

میزان ذهنی بودن انتقاد
واقعیت‌ها نبایستی صرفا در قالب ذهنیت فرد بماند، بلکه بایستی دیگران نیز آن را درک کرده و بپذیرند. مثلا اگر طرف مقابل انتقاد شما جملة این انتقاد صرفا اعتقاد شماست. را بکار برد، حتی اگر این انتقاد برای شما مبتنی بر واقعیت عینی باشد، معنی آن این است که ارزشیابی ذهنی طرف مقابل برای قضاوت در مورد یک رفتار یا ویژگی خاص را لحاظ نکرده‌ایم.
انتقاد پذیری
ایجاد انگیزه در افراد
یکی از وظایف اساسی انتقاد موثر ، برانگیختن افراد برای انجام بهتر کارهاست. انگیزه یک مفهوم روانشناسی است که در اشکال و حالت‌های گوناگونی همچون افکار، احساسات ، کلمات خاص و … مطرح می‌شود.

بهره‌برداری از نقشه‌های ذهنی طرف مقابل
استفاده از اصطلاحات ، احساسات و نقشه‌های ذهنی طرف مقابل منجر به شناخت و برقراری مناسب ارتباط با وی می‌شود، برای این منظور به سخنان کسانی که در اطراف شما صحبت می‌کنند گوش کنید و از ارزش‌ها و علایق آنها مطلع گردید تا در صورت نیاز به انتقاد با او همزبان شوید و راحت‌تر ارتباط برقرار کنید.

همگامی با انتقاد شونده
همگامی با کسی که مورد انتقاد قرار می‌گیرد، مقدمه ، رهبری موثر و در این جا پیش زمینه انتقاد موثر است.

شناسایی شاخص های انتقاد
انتقاد صحیح مبتنی بر معیارهای خاصی است. قبل از انتقاد برای خدمت به مشتری و یا ارتباط با همکاران سوالات زیر را ازخود بپرسید:

• آیا این انتقاد قابل انجام است
• آیا می‌توان سریع از آن استفاده کرد؟
• آیا انتقاد پاسخگوی نیازهاست؟
• از چه معیاری استفاده شود؟
• آیا دیگران از معیاری که برای قضاوت در مورد اعمال و نتایج کارهای آنها استفاده می‌شود، آگاهی دارند؟
• آیا معیارها ثابت‌اند یا طی زمان باید تغییر کند؟

جواب سوالات فوق به بهبود و افزایش انتقاد مثبت و موثر منجر می‌شود.

گوش دادن به ندای درونی
افراد همیشه با خود ارتباط ذهنی برقرار می‌کنند، این مکالمات درونی ساز و کاری است که باعث می‌شود افراد از ارزشیابی‌ها و انتظارات خود آگاه می‌شوند. هنگامی که انتقاد می‌کنید و یا مورد انتقاد قرار می‌گیرید، به مشاهده و شنیدن دنیای درون خود بپردازید. وقتی به ندای درون خود توجه کنید و آنها را مورد بازنگری و تجدید نظر قرار دهید، افکار بهره‌ور و متناسب با شرایط و محیط جدید بوجود می‌آید، زیرا احساسات برافروخته شما ، کنترل شده و به شما کمک می‌کند تا صدای قدرت انتقاد موثر و مثبت را بشنوید.

حفظ آرامش و خونسردی
نداشتن آرامش در زمان انتقاد ، به تضعیف انتقاد منجر می‌شود. اگر فردی قادر به حفظ خونسردی ، آرامش و هوشیاری در زمان مواجهه با انتقاد باشد، می‌تواند احساسات خود را کنترل کند و بهره‌وری خویش را افزایش دهد. به علاوه فرد قادر به ارزیابی شرایط بطور دقیق بوده و پاسخ مناسبی را به آن شرایط خواهد داد.

نتیجه
از هوش هیجانی استفاده کنیم
انتقاد سازنده
در جهان امروز نقش احساسات و افکار انسانی در توسعه و تکامل انسان‌ها ، سازمان‌ها و جوامع پررنگ گشته است و برقراری ارتباطات و هم‌اندیشی بین آنها از اهمیت بیشتری برخوردار گشته است. اگر فردی آگاه و توانمند نسبت به احساس و عملکرد ضعیف و نامطلوب افراد یا واحدهای دیگر بطور مطلوب و مفید اظهارنظر کند، از قدرت انتقاد موثر و مثبت بهره‌برداری کرده است، او به خوبی به نقاط قوت و ضعف طرف مقابل واقف است و درصدد تقویت نقاط قوت و حذف نقاط ضعف وی برمی‌آید.
به علاوه به آگاه سازی وی از فرصت‌ها و تهدیدات محیط می‌پردازد. مدیران آگاه برای اصلاح و توسعه فردی ، گروهی و سازمانی و نیز برای انتقال دانش و مهارت خود به دیگران و اصلاح آن‌ها لازم است تا از قدرت انتقاد مثبت برخوردار باشند. چرا که در فرایند مشاوره علاوه بر مهارت فنی ، مهارت انسانی و رفتاری حائز اهمیت بسیاری است. از سوی دیگر هر انسانی که مورد انتقاد قرار می‌گیرد، با بکارگیری هوشمندانه و به دور از تعصب و احساس ، می‌تواند به اصلاح دانش ، نگرش و مهارت‌های خود اقدام کند.
در مجموع انسان‌ها نیازمند انتقاد کردن و انتقادپذیری موثر و مثبت برای تکامل خود ، گروه و سازمان هستند. این نقد افراد ، سازمان‌ها و جوامع را به سوی تعالی سوق می‌دهد در حالی که نقد منفی ، روحیه خصومت و پرخاشگری و تضاد را گسترش داده و افراد و سازمان‌ها را به سوی عدم بهره‌وری از منابع انسانی و مادی و در نهایت نابودی آنها سوق می‌دهد.
 همایون قسمتی مدرس دانشگاه

تعریف علایم و نشانه‌های روانپزشکی

  منفی‌کاری (negativism)
مخالفت یا مقاومت لفظی یا غیرلفظی نسبت به توصیه یا تلقین خارجی، به‌طور شایعی در اسکیزوفرنی کاتاتونیک دیده می‌شود که در آن بیمار با هرگونه کوششی که بخواهد او را حرکت دهد مقاومت می‌کند یا برعکس آن چیزی را که از او خواسته شده انجام می‌دهد.
      واژه‌سازی (neologism)
لغات یا عبارات جدیدی که ریشه و اشتقاق آنها قابل فهم نیست؛ اغلب در اسکیزوفرنی مشاهده می‌شود این اصطلاح همچنین در مورد لغتی که به‌صورت غلطی ساخته شده اما به هر حال منشاء آن قابل فهم می‌باشند به‌کار برده می‌شود (مثلاً کفش سر که منظور کلاه می‌باشد)، اما چنین ساختارهائی را بهتر است به شکل صحیح‌تری به‌عنوان تقریب واژگانی (word approximations)، دانست.
      هذیان نیست‌انگاری (nihilistic delusion)
هذیان افسرده‌گونه‌ای که در آن دنیا و هر چیز مرتبط با آن فنا شده‌اند.
      وسواس فکری (obsession)
عقیده فکر یا تکانه پایدار و راجعه‌ای که با استدلال یا منطق قابل رفع از هشیاری نیست افکار وسواسی غیرارادی و ناهمنوا با ایگو می‌باشند.
      توهم بویائی (otfactory hallucination)
توهمی که بوها را دربرمی‌گیرد. در اختلالات طبی؛ به‌خصوص آنهائی‌که بر لوب گیجگاهی تأثیر می‌گذارند شایع‌تر است.
      موقعیت‌یابی (orientation)
آگاهی از خود و پیرامون خود در ارتباط با زمان، مکان و شخص
      عقیده پیش‌بهاء داده شده (overvalued idea)
باور یا عقیده غلط و غیرمنطقی که بی‌دلیل حفظ می‌شود. از هذیان شدت کمتر یا دوره کوتاه‌تری دارد. اما معمولاً با بیماری روانی مرتبط می‌باشد.
      پانیک (panic)
حمله حاد و شدید اضطراب که مرتبط با درهم‌ریختگی شخصیت می‌باشد، اضطراب شدید است و همراه با احساس هلاکت و نابودی قریب‌الوقوع می‌باشد.
      هذیان‌های پاراتوئید (paranoid delusions) مشتمل است بر هذیان‌های گزند و آسیب انتساب، کنترل و بزرگ‌منشی
      پاراپراکسیس (parapraxis)
عمل ناقص، مثل لغزش زبان یا بد قرار دادن چیزی. فروید آن را به انگیزه‌های ناخودآگاه نسبت داد.
      در جا زنی (perseveration)
۱. تکرار بیمارگونه یک پاسخ به محرک‌های مختلف، مانند تکرار یک پاسخ شفاهی به سؤالات گوناگون (۱).
۲. تکرار مستمر کلمات یا مفاهیم معین در فرآیند گفتار. در اختلالات شناختی، اسکیزوفرنی و سایر بیماری‌های روانی مشاهده می‌شود.
(۱) . پزشک از بیمار می‌پرسد: امروز چه روزی از هفته است؟ بیمار می‌گوید: سه‌شنبه؛ سپس پزشک می‌پرسد: اینجا کجاست؟ بیمار می‌گوید: سه‌شنبه؛ سپس پزشک سؤال می‌کند: فرد همراه شما کیست؟ بیمار پاسخ می‌دهد: سه‌شنبه، احتمال کدام نشانه زیر بیشتر است؟
الف ـ vebigeration         ب ـ Stereotypy         ج ـ perseveration         د ـ automatism
پاسخ: گزینه ج
  فوبی (phobia)
ترس بیمارگونه مقاوم، غیرمنطقی و شدید از یک محرک یا شیء؛ شخص فوبیک ممکن است این تشخیص را بدهد که ترس او غیرمنطقی است، اما با وجود این نمی‌تواند آن را از خود دور کند.
      فشار گفتار (pressured speech)
افزایش میزان تکلم خودانگیخته، گفتار سریع، با صدای بلند، و شتاب‌یافته که در مانیا، اسکیزوفرنی و اختلالات شناختی رخ می‌دهند.
      آژیتتاسیون روانی - حرکتی (psychomotor agitation)
بیش‌فعالی روانی که معمولاً غیرسازنده و مرتبط با تنش روانی است، چنانکه در افسردگی تهییجی رخ می‌دهد.
      عاطفه محدود (restricted affect)
کاهش شدت احساس به درجاتی کمتر از عاطفه کند، اما به وضوح وجود دارد.
      فراموشی پس‌گستر (retrograde amnesia)
از دست دادن خاطره رویدادها پس از شروع فراموشی
      توهم جسمی (somatic delusion)
توهمی که شامل ادراک تجربه جسمی می‌باشد.
      هذیان جسمی (somatic hallucination)
هذیانی که با کارکرد بدن فرد ارتباط دارد.
      استریوتایپی (stereotypy)
تکرار ثابت و مکانیکی اعمال جسمی یا کلامی؛ در اسکیزوفرنی کاتاتونیک مشاهده می‌شود (۱).
(۱) . بیماری مرتب به‌صورت مکانیکی حرکاتی را تکرار می‌کند. این علامت در کدام بیماری زیر شایع‌تر می‌باشد؟ (پرانترنی اسفند ۸۰)
الف ـ اختلال خلقی دوقطبی         ب ـ اسکیزوفرنی
ج ـ اختلال استرس پس از سانحه         د ـ اختلال سوماتیزاسیون
پاسخ: گزینه ب
      استوپور (stupor)
۱. حالت واکنش کاهش‌یافته به محرک و کاهش آگاهی شخص از محیط خود مانند اختلال در هوشیاری؛ این حالت وضعیت اغمای نسبی یا نیمه‌اغماء را نشان می‌دهد.
۲. در روانپزشکی، مترادف با موتیسم به‌کار می‌رود و لزوماً اشاره به اختلال در هشیاری نمی‌کند؛ در استوپور کاتاتونیک، معمولاً بیماران از پیرامون خود، آگاه می‌باشند.
      اندیشه خودکشی (Suicidal ideation)
افکاری در مورد کشتن خود
      تفکر مماسی (tangentiality)
گفتار نادرست، انحراف‌یابنده یا حتی بدون ربط به‌صورتی که عقیده اصلی ابراز نمی‌شود.
      پخش فکر (thought broadcasting)
احساس اینکه افکار شخص در محیط پخش می‌شوند.
  اختلال تفکر (thought disorder)
هرگونه اختلال در فکر که بر زبان، ارتباط، یا محتوای تفکر تأثیر می‌گذارد؛ کیفیت مشخص اسکیزوفرنی است. دامنه تظاهرات از انسداد ساده و حاشیه‌برداری خفیف تا شل شدن عمیق تداعی‌ها؛ بی‌ربطی، و هذیان‌ها را دربرمی‌گیرد. مشخصه آن ناکافی در پیروی از قواعد نحوی و معنائی است که با تحصیلات، هوش یا زمینه فرهنگی شخص هماهنگ نیست.
      کاشت فکر (thought insertion)
هذیان کاشتن افکار در ذهن شخص توسط اشخاص یا نیروهای دیگر
      برداشت فکر (thought disorder)
هذیان بیرون کشیده شدن افکار از ذهن شخص توسط اشخاص یا نیروهای دیگر
      تیک (tic)
حرکت استریوتایپی اسپاسمودیک غیرارادی دسته‌ای از عضلات کوچک؛ به‌صورت عمده در لحظات استرس یا اضطراب مشاهده می‌شود، و به‌ندرت در نتیجه اختلال عضوی به‌وجود می‌آید.
      خلسه (trance)
حالت شبیه خواب هوشیاری و فعالیت کاهش‌یافته.
      نشانه‌های نباتی (vegetative signs)
در افسردگی و به‌صورت نشانه‌های مشخصی مثل اختلال خواب (به‌خصوص بیدار شدن در صبح زود)، کاهش اشتها، یبوست؛ از دست دادن وزن، و فقدان پاسخ جنسی.
      مکررگوئی مرضی (verbigeration)
تکرار بی‌معنی و استریوتایپی کلمات یا عبارات. در اسکیزوفرنی مشاهده می‌شود به‌عنوان کاتافازیا (cataphasia) نیز معروف است
  توهم‌ بینائی (visual hallucination)
توهمی که اساساً دربرگیرنده حس دیدن می‌باشد.
      انعطاف‌پذیری مومی‌شکل (way flexibility)
اختلالی که در آن بیماران به همان شکل که قرار گرفته‌اند باقی می‌مانند. به‌نام کاتالپسی نیز معروف است.
      سالاد کلمه (word salad)
ترکیبی از کلمات و عبارات که نامنسجم، بی‌ربط و اساساً غیرقابل فهم است. معمولاً در موارد پیشرفته اسکیزوفرنی دیده می‌شود.

پرورش مسئولیت پذیرى درکودکان

امروزه بسیارى از والدین از ناتوانى و مسئولیت نپذیرفتن فرزندشان شکایت مى کنند و مرتب فرزندشان را سرزنش مى کنند و او را مورد انتقاد و تنبیه قرار مى دهند. داشتن کودکى مسئولیت پذیر آرزوى هر پدر و مادرى است و والدین به علت داشتن فرزندى بردبار به خود مى بالند.
اگر فرزند شما توجه کافى به مسئولیت هایى که به او واگذار مى شود، ندارد سعى کنید به جاى انتقاد و تنبیه ، روحیه مسئولیت پذیرى را در او پرورش دهید. براى این کار ابتدا سعى کنید رفتارى داشته باشید که از فرزندتان انتظار دارید.
درباره روحیه مسئولیت پذیرى و تلاش براى انجام درست وظایف با او صحبت کنید. این نکته را به یاد داشته باشید که تعلیم بردبارى و مسئولیت پذیرى به مرور زمان صورت مى گیرد و شما نمى توانید در یک لحظه از کودکتان فردى مسئول و سختکوش بسازید . وقتى ناتوانى یا حتى کوتاهى کودک را در مقابل انجام وظایفى که به او سپرده شده مى بینید، به جاى سرزنش در مورد نوع رفتارش با او صحبت کنید.
از او بخواهید دامنه توجه اش را گسترش دهد. به او بیاموزید براى انجام مسئولیتى که به او سپرده اید تمرکز و از توانایى هایش استفاده کند. به او بگویید که از نظر شما فرد توانایى است و مطمئن هستید مى تواند کارى که به او سپرده شده را انجام دهد. از او حمایت کنید و به او احترام بگذارید.فرزند خود را تشویق کنید در اجتماع حضور بیشترى داشته باشد و به دیگران کمک کند.به او بیاموزید در کارهاى گروهى شرکت کند. به او کمک کنید تا درک درستى از فعالیت هاى گروهى با همسالان خود بیابد.
اگر او به این درک درست برسد مى آموزد که باید به دیگران احترام بگذارد و مسئولیت هاى خود را به درستى انجام دهد. هیچ گاه به او نگویید ما همه مانند یکدیگر هستیم چون ما واقعاً با هم تفاوت داریم. به او بگویید ممکن است بتواند کارى را بهتر از همسالان دیگرش انجام دهد همان گونه که گاهى آنها بهتر از فرزند شما کارى را انجام مى دهند.
زمانى که فرزندتان توانست از عهده مسئولیت خود برآید، مى توانید جایزه اى براى او در نظر بگیرید اما باید زمان و مکان درستى را براى جایزه دادن انتخاب کنید. به طورى که او متوجه نتیجه خوب کارى که انجام داده بشود.

                                                                                                                           تبیان