روانشناسی خودمانی | مشاوره خصوصی

اطلاعات روانشناسی خود را افزایش دهید. از مشاوره خصوصی بهترین نتیجه را بگیرید

روانشناسی خودمانی | مشاوره خصوصی

اطلاعات روانشناسی خود را افزایش دهید. از مشاوره خصوصی بهترین نتیجه را بگیرید

با لوس بازی بچه ها چکار باید کرد؟

بسته به سن، مهارت زبانی، خلق و خو و تکنیک‌های دیگر، کودک شما می‌تواند هرکدام از رفتارهای کج‌خلقی، پرتاب کردن اشیا و مدام بحث کردن را داشته باشد. در اینجا تعدادی راهبرد برای شایع‌ترین درگیری‌های رفتاری والدین با کودکان وجود دارد.

تازه شام‌مان را در رستوران تمام کرده بودیم. در طول شام دختر 4 ساله‌ام ستاره، تکه‌های مرغش را به این طرف و آن طرف پرتاب می‌کرد، دوست نداشت کلم بروکلی بخورد و آبلیموها را هم روی زیر بشقابی‌اش می‌ریخت. تازه بعد از همه این کارها از من بستنی می‌خواست. جواب من کاملا روشن بود: نه! با مخالفت من، ستاره نشست کف زمین و دست‌هایش را دور زانویش قلاب کرد و با یک چشمک به من گفت: «من می‌دونم که تو بهترین مامان دنیایی، توروخدااا.» این حالت ترکیب وحشتناکی از ناله و خواهش بود و من طبق معمول تسلیم شدم. مثل خیلی از بچه‌ها، دختر من هم یاد گرفته چطور آنچه را می‌خواهد با تکرار رفتاری که در گذشته کارساز بوده به دست آورد. او نقطه ضعف مرا به شکل ماهرانه‌ای با آه و ناله و یک نمایش اثرگذار نشانه می‌رود.
این تنها یکی از چند روشی است که بچه‌ها به طور مرتب برای رسیدن به هدفشان انجام می‌دهند(بسته به سن، مهارت زبانی، خلق و خو و تکنیک‌های دیگر، کودک شما می‌تواند هرکدام از رفتارهای کج‌خلقی، پرتاب کردن اشیا و مدام بحث کردن را داشته باشد.) در اینجا تعدادی راهبرد برای شایع‌ترین درگیری‌های رفتاری والدین با کودکان وجود دارد.
وقتی مدام «غر» می‌زند
او می‌تواند ساعت‌ها حرف بزند تا شما را وادار کند به آنچه می‌خواهد تن دهید: «مامان من می‌خوام این برنامه رو ببینم»، «اگه بذاری این کارتونو تماشا کنم یه چیزی یاد می‌گیرم»، « اگه بذاری من این برنامه رو ببینم قول میدم اتاقمو تمیز کنم.»
چه بچه‌هایی این کار را انجام می‌دهند: این نوع رفتار معمولا در 5 سالگی اتفاق می‌افتد زمانی که کودک می‌فهمد چطور از زبان  و منطق برای بیان خواسته‌هایش استفاده کند.
چه چیزی پشت این رفتار است:
کودک شما کم‌کم به جای جیغ و داد و هوار از کلمات برای قانع کردن شما استفاده می‌کند. او ممکن است همچنان اینطور فکر کند که اساسا جهان حول محور او می‌چرخد اما کم‌کم می‌بیند که دیدگاه دیگران چیست. همین‌طور که مهارت زبانی کودک رشد می‌کند او درمی‌یابد از آنجا که ممکن است نظری متفاوت داشته باشد، بنابراین باید تلاش بیشتری در قانع کردن فرد مقابل انجام دهد.
چطور متوقفش کنید:
همچنان که شما نمی‌خواهید پیچیدگی افکاری که پشت مهارت گفت‌و‌گوست، رد کنید باید هرازگاهی فاصله‌ای بین این بحث‌ها بیندازید. سعی کنید از فشار مثبت استفاده کنید. حتی اگر در برخی موارد با کودک توافق دارید باید به یاد داشته باشید هر چیزی را برای بحث کردن باز نگذارید. شما خیلی راحت می‌توانید بگویید «نمی‌خوام به این بحث ادامه بدم.» از آنجا که بچه‌ها دوست دارند شنیده شوند باید این احساس را به آنها بدهید حتی اگر کاملا موافق نباشید. برخی اوقات تنها کمی توافق تنها چیزی است که آنها می‌خواهند.  برای بچه‌های 6 سال و بالاتر توضیح برخی مسائل بسیار کمک‌کننده است. به این ترتیب به آنها نشان می‌دهید مهم هستند. آنها روشی را که با آنها رفتار می‌کنید دوست دارند و به دلایل شما گوش می‌دهند.
وقتی کج‌خلق می‌شود
چه بچه‌هایی این کار را انجام می‌دهند:
تقریبا تمام بچه‌های یک تا 3 ساله کج‌خلقی‌هایی مانند گریه، جیغ و غر زدن دارند. در حقیقت 60 تا 80 درصد از کودکان 2 تا 3 سال تقریبا هفته‌ای یک بار کج‌خلق می‌شوند و 20 درصد هم هر روز این رفتار را نشان می‌دهند. این رفتار ممکن است تا 4 سالگی هم ادامه پیدا کند اما به تدریج کم شده و متوقف می‌شود.
چه چیزی پشت این رفتار است:
بچه‌های کوچولو به یک دلیل اساسی این کار را انجام می‌دهند؛ آنها از چیزی ناراحت هستند اما مهارت‌ لغوی و استنتاجی‌شان برای بیان آنچه عامل ناراحتی‌شان شده هنوز رشد کافی نکرده است. خردسالان و پیش‌دبستانی‌ها به درستی نمی‌توانند بر عواطف‌شان کنترل داشته باشند بنابراین برای آنها غیرممکن است که بتوانند ناراحتی‌شان را به صورت فیزیکی نشان ندهند.
چطور متوقفش کنید:
فکر نکنید که می‌توانید به طور کامل این رفتار را در کودکتان از بین ببرید زیرا بروز این رفتار بخشی از رشد طبیعی کودک است اما اگر واقع‌بین هستید و تنها می‌خواهید این رفتار را تعدیل کنید باید بدانید که هیچ‌وقت نباید تسلیم شوید، چون تسلیم شدن باعث تقویت رفتارشان می‌شود.
علاوه بر این، بدترین چیز این است که شما برخی اوقات، تنها برخی اوقات تسلیم آنها شوید. این به کودک شما می‌آموزد که اگر رفتارش را شدت ببخشد می‌تواند در نهایت بر شما پیروز شود بنابراین دفعه بعد که فرزندتان جیغ کشید یا خودش را روی زمین انداخت در موضع خودتان بمانید مثلا به او بگویید «نه ممکنه اجازه نداشته باشی کیک بخوری» و بعد از رفتارش چشم‌پوشی کنید. به یاد داشته باشید بیشتر این کج‌خلقی‌ها در کمتر از 5 دقیقه کاهش پیدا می‌کند. حوا‌ستان باشد که تن صدای‌تان آرام و خنثی باشد و وقتی که در حال توضیح دادن دلایل هستید خودتان را ناراحت نکنید. وقتی این کج‌خلقی‌ها شروع می‌شود هر کاری را که در حال انجامش بودید ادامه دهید. به این ترتیب به تدریج کودک درمی‌یابد که این کار کارساز نیست.
کار دیگری که باید انجام بدهید این است که نسبت به موقعیتی که باعث چنین رفتاری شده آگاه باشید. شاید یکی از عادت‌های فرزندتان این باشد که هر وقت به فروشگاه اسباب‌بازی‌فروشی می‌روید تا برای تولد دوستش کادو بخرید مدام بهانه‌ می‌گیرد و حتی گریه‌ می‌کند تا چیزی برایش بخرید پس یا  او را با خود به خرید نبرید یا یک چیز ارزان‌قیمت بردارید.
اگر کودک شما کمی بزرگ‌تر باشد می‌توانید پیشاپیش به او موقعیت را توضیح دهید مثلا بگویید «می‌خوایم بریم برای تولد علی کادو بخریم و نمیخوایم چیز دیگری بخریم. اگر تو اسباب‌بازی می‌خوای به من بگو چی می‌خوای ما می‌تونیم اونو تو لیست خرید تولدت بذاریم.» به این نکته هم توجه کنید که این کج‌خلقی‌ها معمولا زمانی که کودک خسته یا گرسنه است، اتفاق می‌افتد. وقتی بیرون می‌روید یک خوراکی با خود ببرید یا وقتی بیرون بروید که او حسابی استراحت کرده باشد.
وقتی به همه چیز «نه» می‌گوید
چه بچه‌هایی این کار را انجام می‌دهند:
بچه‌ها استفاده از کلمه «نه» را به طور دقیق بین 15 تا 18 ماهگی یاد می‌گیرند و ممکن است این کج‌خلقی را تا 3 سالگی یا بیشتر ادامه دهند.
چه چیزی پشت این رفتار است:
بچه‌ها دوست دارند مورد توجه باشند. اما اختیارات‌شان برای تحت تاثیر قرار دادن شما در این سن محدود است و گفتن «نه» یکی از راه‌های اساسی برای رسیدن به قدرت است. این وضعیت نیازی به کلمات زیاد و توانایی خاصی برای دلیل آوردن ندارد.
چطور متوقفش کنید:
کلید مقابله با نه گوینده این است که درخواست‌ها را طوری طبقه‌بندی کنید که کودکتان حق انتخاب داشته باشد. اگر می‌خواهید کفش‌هایش را بپوشانید بگویید «تو می‌تونی کفش قهوه‌ای‌ات یا کفش آبی‌ات رو بپوشی، کدومشون رو دوست داری بپوشی؟» اگر کودکتان گفت «من شیرینی می‌خوام» و شما نمی‌خواستید او قند زیاد مصرف کند به جای اینکه به او بگویید «نه» بگویید «شیرینی برای بعد از شامه اما تو الان می‌تونی کاهو یا هویج بخوری.» بگذارید خودش خوراکی‌اش را انتخاب کند حتی اگر حق انتخابش محدود باشد، بگذارید احساس قدرت کند.
باید حواستان به خودتان هم باشد که مدام به هر چیزی «نه» نگویید. از کلمات در موقعیت‌های مشخص و درست استفاده کنید. وقتی به او می‌گویید «نه ما نمی‌تونیم دستمونو روی اجاق گاز بذاریم.» کودک بهتر درمی‌یابد که «نه» واقعا به معنی «نه» نیست و چیزی که شما می‌گویید واقعا یک مسئله جدی است. اما اگر مدام آن را به کار ببرید او هم مدام از آن چشم‌پوشی می‌کند.
                                                                                                               مجله سیب سبز

علل افسردگی در دختران

 معمولا اضطراب در وجود دختران از سرپیچی و کناره گیری در سنین خاصی شروع می شود و کم کم خودش را نشان می دهد. این چنین اضطرابی ممکن است در پسرها هم دیده شود ولی بسیار کم رنگ تر است. شکل گیری این اضطراب معمولا در محیط کار یا دانشگاه یا خانه به وجود می آید و تنها دلیل آن آگاهی نداشتن خانواده ها از آن است به خصوص در زمانی که بدون دانستن این موضوع انگشت روی نقطه ضعف آن ها می گذارند و همین امر باعث تشدید افسردگی در محیط خانه می شود و محیط خانه را در زمان اضطراب برای دختران ناامن کرده و آن ها را به سمت افسردگی هدایت می کند.
● چرا دخترها آسیب پذیرتر هستند؟!
افسردگی و اضطراب دختران جوان از استرس های زندگی در زمان های خاص به وجود می آید. اگر دقیق تر به این قضیه نگاه کنیم، متوجه می شویم دخترها نسبت به این شرایط آسیب پذیرتر هستند و بیشتر اوقات فراموش می کنند چگونه باید رفتار کنند و حتی چه چیزهایی را بپذیرند. زمانی که دخترها دچار افسردگی ناشی از اضطراب می شوند، باید در محیطی آرام باشند و با شخصی صحبت کنند تا به آرامش برسند. این محیط آرام همان خانه است که همه احساس آرامش بیشتری در آن می کنیم. این دختران هرچه در سنین پایین تر باشند تاثیرپذیرتر هستند، طوری که با کوچک ترین ضربه ای تمام رویاهای شان به خاکستر تبدیل می شود. در چنین شرایطی، دخترها سعی می کنند به نوعی بر احساسات شان غلبه کنند و بدون آن که مهارتی در این زمینه داشته باشند یا حتی برای خود دوستی انتخاب می کنند ولی نمی دانند که چگونه باید با دوستان شان بمانند.
● وقتی وزن افسرده ات می کند
موضوع دیگری که باید توجه کنید، تناسب اندام است که این روزها بحث داغ دخترهاست.
زیبایی، تناسب اندام و حتی مسئله آرایش بعضی از دختران را از لحاظ روحی تحت فشار قرار می دهد. جالب این است که این موضوع به گونه ای است که همه دختران در نسل های مختلف فشار آن را تحمل می کنند. متاسفانه، امروزه دخترها با شکل ظاهرشان مورد قضاوت قرار می گیرند و این تنها واقعیتی است که دخترها را به سمت افسردگی سوق می دهد. به هر طرف که نگاه می کنیم دورتادورمان تبلیغاتی در مورد لزوم تناسب اندام دختران جوان می بینیم و این ضربه شدیدی برای دخترهایی است که دنبال لباس ها با سایز بزرگ هستند نه کوچک و این قضیه آن ها را عذاب می دهد. دخترها در محیط های متفاوتی ظاهر می شوند و دائما این محیط ها در حال عوض شدن هستند مثل مدرسه، دانشگاه و محل کار؛ اگر در این محل ها بحث روز مسائلی مثل تناسب اندام باشد هرکس که این گونه نیست استرس زیادی را متحمل خواهد شد و حتی ممکن است فردی منزوی و دور از جمع شود.

● وقتی می ترسید حرف بزنید
یکی از مهم ترین علائم اضطراب، نداشتن اعتماد به نفس است؛ افرادی که اعتماد به نفس ندارند حتی نمی توانند عقاید و احساسات خود را به خوبی بیان کنند و این مسئله بسیار مهمی است که باید به صورت مداوم مورد درمان قرار گیرد.
اگر یک دختر جوان هستید هرچه سریع تر اعتماد به نفس خود را پیدا کنید. افسردگی در کمین آن است. فکرهای پوچ را کنار بگذارید و دوباره خود را در آینه ببینید. اگر بخواهیم با این حس جلو برویم به جایی نمی رسیم. پس گام اول را بردارید؛ عقاید خود را به طور محکم بیان کنید و مطمئن باشید اعتماد به نفس در همان آینه است که در روبه روی آن ایستاده اید. خجالت را کنار بزنید، تا اعتماد به نفس به شما لبخند بزند.
● هرچه زودتر به خودتان بیایید
ترس از رفتار اجتماعی در جامعه می تواند وحشتناک ترین ضربه های شدید روحی را به شما وارد کند. سپس رفتار خود را درست کنید قبل از آنکه همه چیز زندگی تان را خراب کند چون افسردگی مراحل مختلفی دارد که هرچه پیشرفته تر شود تشخیص و درمان آن سخت تر است. شما نیز از این شرایط رنج می برید؟ پس هرچه زودتر خودتان به خودتان کمک کنید. ترس و اضطراب را دور بریزید تا مشکلات تان بزرگ تر شود.
افسردگی در دختران
تحقیقات نشان داده است که اضطراب ریشه در دوران کودکی دختران دارد و کم کم با آن ها بزرگ و بزرگ تر شده و تا در دوران جوانی شکل کاملی به خود می گیرد و حاد می شود و این منجر به دورماندگی از اجتماع می شود اما بدانید هیچ وقت دیر نیست؛ تا دیر نشده درمانی برای غلبه بر آن پیدا کرده و با این مشکلات خداحافظی کنید.

نشانه های کمبود اعتماد به نفس در خانم ها چیست؟

خانمهایی که دچار کمبود اعتماد به نفس هستند و از این موضوع رنج می برند احساس می کنند بی ارزش هستند و به توانایی ها خودشان اطمینان ندارند. آنها ممکن است احساس کنند که قربانی هستند و همه چیز را به خودشان می گیرند. درنگاه اول یک زن معمولی با ظاهری متوسط ممکن است درک نکند که چطور یک زن زیبا و برجسته ممکن است از کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس رنج ببرد و تصویر بدی از خودش داشته باشد اما حقیقت این است که اعتماد به نفس یک مسئله کاملا" روحی و روانی است و به مشخصات ظاهری افراد ربط زیادی ندارد. شناسایی نشانه ها و علائم این مشکل می تواند به خانمها کمک کند که زندگی بهتری داشته باشند.
یک زن هرچقدر زیبا باشد ، اگر از اعتماد به نفس کافی برخوردار نباشد احساس می کند که به اندازه کافی جذاب نیست . این دسته از خانمها ممکن است به ظاهر خودشان بی توجهی کنند ( برای مثال موهایشان را شانه نکنند و مسواک نزنند) زیرا احساس می کنند این کارها هیچ فایده ای ندارد و به آنها کمکی نمی کند در نتیجه جذابیت آنها کاهش می یابد و کمبود اعتماد به نفس آنها کمتر و کمتر می شود و این چرخه همینطور ادامه می یابد.
این نوع زنها دیگران را عامل اصلی مشکلات مختلف زندگیشان می دانند و دیگران را دلیل اصلی ناکامی های خود می دانند . آنها دائما از وضعیت و شرایط زندگی خود شکایت دارند و هیچ کنترلی روی زندگی خود ندارند. آنها حس می کنند قربانی هستند و چاره ای جز ادامه زندگی به همین وضعیت ندارند درحالیکه واقعیت این است که آنها قدرت تغییر شرایط زندگی خود را دارند.
زنهایی که از مشکل کمبود اعتماد به نفس رنج می برند اگرچه مسئولیت اشتباهاتشان را قبول نمی کنند و دیگران را سرزنش می کنند اما معمولا" خودشان را دلیل اصلی بدبختی و ناراحتی همسرشان می دانند بنابراین اگر همسرشان با آنها بدرفتاری کند شکایتی نمی کنند زیرا گمان می کنند که لیاقتشان همین است هر وقت مشکلی در رابطه شان بوجود می آید خودشان را مقصر می دانند و خودشان را سرزنش می کنند.
پذیرفتن همه انتقادها و ایرادها ، افسردگی ، ناراحتی ، منفی بافی و داشتن ایده آل های دست نیافتنی و دور از ذهن برای چیزهای مختلف از علائم دیگر کمبود اعتماد به نفس در زنان است.

در این جا فقط به تعداد کم و محدودی از علائم و نشانه های بی شمار کمبود اعتماد به نفس در زنان اشاره کردیم . زنانی که دوست دارند اعتماد به نفس خودشان را افزایش دهند بهتر است از یک پزشک متخصص در این زمینه کمک بگیرند و علاوه بر این از همسر و دوستانشان هم بخواهند که به آنها کمک کنند.

                                                                                                                          آفتاب

اهمیت تفاوت سنی در ازدواج چقدراست؟

تقریبا دوره ای که مردها با زن های 10 یا 20 سال کوچک تر از خودشان ازدواج می کردند، گذشته است. امروزه ازدواج هایی که در آن زوج ها همسالند و یا ازدواج هایی که در آن زن بزرگ تر از مرد است بیشتر از قبل دیده می شود.
دکتر مسعود وزیری، روان شناس بالینی درباره تفاوت سنی مناسب برای ازدواج موفقیت آمیز برایمان می گوید.
تفاوت سنی مناسب هنگام ازدواج:
اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.
البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. فاصله سنی از 10 سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.
یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.
بزرگ تر بودن مرد:
مرد ایرانی با خاصیت مردسالارانه ای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخر زدن را تعریفی از خود می داند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است.
حضور زنان در جامعه و فعالیت های اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیلات و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیت هایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده می شوند.
بزرگ تر بودن زن:
اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمی توانیم برای همه افراد، نسخه های واحد و یکسانی بپیچیم.  اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخلاقی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده ای نیست.
کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معمولا دلایل زیرا برمی شمارند:
ترس از اینکه این ازدواج ها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه موردتوجه است.
زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.
از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و...
درحالی که این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد.
چنین ازدواج هایی جنبه های مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند.
می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و علاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.
همسن بودن یا نبودن:
تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.
زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت.
یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت. دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است.
آنچه از سن مهم تر است...
تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند. با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد.
انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.
                                                                                                                   همشهری

وقتی فرزندتان لباس نامناسبی انتخاب می کند…

مشاجرات درباره ظاهر و لباس از قدیم میان والدین و فرزندان بخصوص مادران و دختران وجود داشته است. فرزندان همواره فکر می کنند که انتخاب شخصی آنها در لباس و ظاهر از جمله حقوق مسلم آنهاست، اما والدین به تاثیرات بزرگ تر و ارزیابی و مورد قضاوت قرار گرفتن فرزندان و در نتیجه خانواده نیز می اندیشند.
اگر شما نیز فرزندی دارید که انتخاب او را درباره لباس و ظاهر و یا حتی مدل مویش نمی پسندید، قبل از هر اقدامی به نکات زیر توجه داشته باشید:
اول باید ببینید آنچه شما را واقعا ناراحت می کند، نوع لباسش است یا این که نگران هستید که شاید به خاطر نوع لباسش بیشتر مورد فریب و آسیب واقع شود.
توجه داشته باشید که توجه بیشتر به ظاهر و مو و لباس فرزندانتان در سن نوجوانی طبیعی است و اقتضای سن اش است. شما هم در سن و سال الان او در حد توان به ظاهرتان اهمیت می دادید و این جای سرزنش ندارد.
انتظار نداشته باشید که فرزندتان دقیقا مثل شما فکر کند، زیرا انسان ها در جنبه های گوناگون فکری به نتایج گوناگونی می رسند و شاید اگر بیش از حد او را تحت فشار قرار ندهید چند روز بعد یا حتی چند ماه بعد خودش به اهمیت جایگاهش و این که باطن به مراتب مهم تر از ظاهر است پی ببرد.
با فرزندتان به خرید بروید. بدین ترتیب با تبادل نظر میان هر دو اجناسی خریده می شود که نه دقیقا مطابق میل شما بوده و نه خود او و بدین ترتیب انتخاب ها معتدل تر و مناسب تر خواهند بود. البته در برخی موارد مانند لباس های خانه و راحتی بگذارید او رنگ هایی که می خواهد بخرد، حتی اگر شما آنها را دوست نداشته باشید، زیرا فرم کلی لباس باید مورد توافق قرار بگیرد نه رنگ و ریزه کاری های روی لباس و مثلا تعداد و نوع جیب ها.
به جای تحکم به او پیشنهاد دهید.
مطمئن باشید اگر به جای عیب جویی و ایراد گرفتن به او پیشنهاد دهید، در فضایی بسیار دوستانه تر مسائل حل شده یا لااقل به مصالحه می رسید.
وقتی به جای این که دائما نظرش را رد کنید میان دو یا چند لباسی که از نظر شما مناسب تر است انتخاب را به خود واگذار کنید . رابطه بهتری میان شما برقرار خواهد شد، اما اگر مانند کودکان لباسی را به سلیقه خودتان برایش انتخاب کنید و به او بدهید تا بپوشد امکان این که تصمیم بگیرد اصلا با شما به مهمانی یا هر جای دیگر نیاید بسیار بیشتر خواهد بود.